تبليغاتX
امید به خدای مهربان

امید به خدای مهربان

عشق بالاترين قدرتي است كه خداوند در تمام انسانها گذاشته كه هم سازنده و هم مخرب است.

چند شعر از فریدون مشیری

بوسه و آتش
 
در همه عالم كسي به ياد ندارد
نغمه سرايي كه يك ترانه بخواند
تنها با يك ترانه در همه ي عمر
نامش اينگونه جاودانه بماند
***
صبح كه در شهر، آن ترانه درخشيد
نرمي مهتاب داشت، گرمي خورشيد
بانگ: هزار‌آفرين! زهرجا بر شد
شور و سروري به جان مردم بخشيد
***
نغمه، پيامي ز عشق بود و ز پيكار
مشعل شب هاي رهروان فداكار
شعله بر افروختن به قله كهسار
بوسه به ياران، اميد و وعده به ديدار
***
خلق، به بانگ "مرا ببوس" تو برخاست!
شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصيد!
هركس به هركس رسيد نام تو را پرسيد
هر كه دلي داشت، بوسه داد و ببوسيد!
***
ياد تو، در خاطرم هميشه شكفته ست
كودك من، با "مرا ببوس" تو خفته ست
ملت من، با "مرا ببوس" تو بيدار
خاطره ها در ترانه ي تو نهفته ست
***
روي تو را بوسه داده ايم، چه بسيار
خاك تو را بوسه مي دهيم، دگر بار
ما همگي " سوي سرنوشت"  روانيم
زود رسيدي! برو، "خدا نگهدار"
***
"هاله" ي مهر است اين ترانه، بدانيد
بانگ اراده ست اين ترانه، بخوانيد
بوسه ي او را به چهره ها بنشانيد
آتش او را به قله ها برسانيد
*****

به هر موجي كه مي گفتم ...
 
به دريا شكوه بردم از شب دشت،
وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت،
به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛
سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!
***

بيكرانه
 
نه آن دريا، كه شعرش جاودانه است،
نه آن دريا، كه لبريز از ترانه ست .
به چشمانت بگو بسپار ما را،
به آن دريا كه ناپيدا كرانه ست !
***

پاسخ
 
ساحل در انتظار كسي بود
تا پاسخي بگويد، فرياد آب را .
با ناله گره شده، دلتنگ، خشمگين،
سر زير پر كشيدم و رفتم !
جواب را .
***

+ نوشته شده در  85/04/30ساعت 8 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

روز مادر مبارک باد

روز مادر مبارک باد
  
 

 
روز مادر
 
 
 
 باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
 
خشم لبريز از مهرباني:
مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.
 
قدرت مندي و جديت:
به همان اندازه که مهرباني و لطافت مادر قابل ستايش است، قدرت مندي و استواري او در راه تربيت صحيح کودک نيز قابل تحسين، و شايسته ستايش است. مادر فهميده و دانا، با جديت از مشاجره با کودک و يا کوتاه آمدن در مورد خواست هاي نا به جاي او دوري مي کند و با قدرت مندي، راه او را بر خطا مي بندد و اين، بهترين راه براي حفظ سلامت جسمي و روحي کودکي است که نه خوب و بد را مي شناسد و نه مي تواند بفهمد و بشناسد.
 
گام به گام رو به سعادت:
مادر مسلمان، در کنار همه محبت هاي مادرانه و عاطفه بي پاياني که خداوند به او بخشيده، چون راهنمايي است که کودک را از همان ابتدا با اصول اسلامي آشنا مي کند. او با نقل داستان هاي واقعي يا تخيلي، تذکر گام به گام و بيان کودکانه از واقعيت ها و بايدها و نبايدها، کودک را با رفتاري مطلوب و اسلامي پرورش مي دهد، آن گونه که اين رفتارها از همان آغاز کودکي در وجود کودک برجسته مي شود. چنين مادراني که راه سعادت را بر روي فرزندان خود مي گشايند، شايسته تحسين و پاداش الهي هستند.
 
عظمت مقام مادر:
در قانون خلقت، هرچه مقام آفريده اي بالاتر است، وظايف او هم سنگين تر مي شود. در اين ميان، زن که به عنوان انسان، جانشين خدا در زمين و به عنوان مادر، پرورش دهنده افراد جامعه بشري است، از مقام بلند و والايي برخودار است. آيت الله جوادي آملي، در مورد عظمت مقام مادر و وظايف او چنين مي نويسد: «يک سلسله مسئوليت هاي پرورشي به عهده مادر است که مرد از آن محروم است. زن حداقل سي ماه يک سري مسئوليت هايي دارد که مرد ندارد. در اين سي ماه که کودک مستقيماٌ از مادر تغذيه مي کند، مادر مسئول حفظ دو نفر است؛ يکي براي خود و ديگري براي کودک. آيا اين عظمت زن نيست؟ اين مسئوليتي نيست که ذات اقدس الهي به زن داده است که به زن فرمود: مسئوليت در حفظ انديشه ها، افکار و عقايد بيش از مرد است. تو مسئول دو نفري. از اين رو مواظب افکار و انديشه هايت باش؛ زيرا که بسياري از مسائل، از راه انديشه به فرزند مي رسد».
 
تعالي انديشه در مادر:
حساسيت مقام زن و دشواري وظايف او، و سنگيني اموري که در خلقت بر عهده او نهاده شده، بسيار دشوار و در عين حال ظريف و دقيق است. توجه مادران به اين وظايف حساس، باعث سلامت جامعه بشري است. استاد جواد آملي در اين باره چنين مي نويسد: «اگر مادري بداند که انديشه هاي او در کودک اثر مي گذارد، انديشه ها و بينش هاي خود را تعالي بيشتري مي بخشد، وظيفه مادري تنها اين نيست که با وضو بچه را شير بدهد و (يا هنگام شير دادن) «بسم الله» بگويد که اينها امور ظاهري و عبادت هاي ظاهري است؛ بلکه دين مي فرمايد: مواظب انديشه هاي خودت نيز باش».
 
تجليل ويژه از مادر:
خداوند در جاي جاي قرآن کريم، به تکريم و احترام پدر و مادر و احسان به آنها سفارش و در مواردي، احسان به والدين را در کنار عبادت حق ذکر مي کند. ولي با همه اين توصيه ها، در جايي که از زحمات آن دو ياد مي کند، تنها از دشواري هايي که مادر تحمل کرده نام مي برد و مي فرمايد:« ما انسان را سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، (خاصه مادر) زيرا مادرش (بار وجود) او را به سختي حمل کرده و به سختي فرو نهاده است.» بله آن جا که سخن از سختي ها و زحمات است، خداوند نام مادر را به صورت مخصوص بيان مي دارد تا بلنداي حق او بر فرزند، آشکار گردد.
 
بلنداي مقام مادري:
استاد جوادي آملي درباره توجه و اهتمام زنان به امور خانواده و وظيفه حساس مادران مي فرمايد: «مبادا  ارزش هاي مادي و عادي، مقام والاي مادري را به دست نسيان بسپارد و آن را کمتر از سمت هاي ديگر وانمود کند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده که رکن اصيل جامعه اسلامي است، کم رنگ گردد».
 
منزلت رفيع مادر:
حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.
استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»
 
دعا براي والدين:
خداي متعال در کتاب آسماني اش، قرآن کريم، در چهار مورد احسان و اکرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذکر کرده که اين نشان دهنده تأکيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ داشت مقام آنان است. افزون بر اين، در موارد چندي نيز مؤمنان را به دعا در حق والدين و طلب آمرزش براي آنان توصيه کرده است. ما نيز در اين روز بزرگداشت مقام مادر، دست به  دعا بر مي داريم و از خداي يگانه براي همه مادران مهربان برکت، رحمت و عزت مي طلبيم.
 
گاه نيازمندي:
مادران اسوه هاي فداکاري، جلوه هاي صبوري و آينه هاي بردباري اند که کودک را از آغاز بودنش در آغوش پر مهر خويش گرفته و در پناه حمايت خود مي پرورانند. لحظه اي از فکر کودک خود غافل نمانده و اندکي بي توجهي به او روا نمي دارند. چه زيباست اگر چنين اسوه هاي صبوري و فداکاري را، گاهِ پيري که نيازمند حمايت و هم ياري اند، با مهرباني و رحمت بپذيريم، دست ياري به سويشان بگشاييم، و مقام بلندشان را پاس داريم. 
 
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 12 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

عشق یعنی

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

 

Click to view full size image

 

+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

هر جا بودم داد میزدم دیوونه مرجان منم
تو اوج غربت یادمه به عشق تو زنده بودم
وقتی که تنها میشدم غرق خیال تو بودم
لحظه بیداری و خواب به یاد تو نفس زدم
وقتی تموم آدما رو از دلم خط میزدم
هنوز تو یادم مونده که اسم تو رو قاب میزدم
وقتی که بارونی میشه پیاله داغ چشام
بغل میزد بوسه میزد به عکس تو خط لبام
یادمه آروم نمیشد نوار بی تاب دلم
تو لحظه خداحافظی وقتی میگفتی من برم
ستاره های قلب من به عشق تو نور میزدن
برگهای تاریک دلم بخاطر تو گم شدن
به خاطر تو روی اسم آدما خط میزدم
هر کی تو چشمم زل میزد اسم تو رو داد میزدم
با اینکه من خوب میدونم تو یک پری من آدمم
اما چکار کنم دلم همش میگه دوست دارم
آهای پری قلب من عروسک زیبای من
چه جور دیگه باید بگم فقط تویی نگار من
شاید سیاه و تیره ام واسه عشق تو کم ام
شاید که لایق نباشم اما هوسباز نبودم
دیوونه عشقت شدم اما تو باور نداری
ساغر میخونت شدم بازم تو باور نداری
اسیر چشمونت شدم اما تو باور نداری
قطره بودم دریا شدم بازم تو باور نداری
سیاه بودم سپید شدم اما تو باور نداری
شمعی بودم شعله شدم بازم تو باور نداری
سراب بودم چشمه شدم اما تو باور نداری
هوس بودم عشق شدم بازم تو باور نداری
مرگ بودم خدا شدم اما تو باور نداری
غصه بودم خنده شدم بازم تو باور نداری
سایه بودم نور شدم اما تو باور نداری
هر چی بگم هر چی باشم بازم تو باور نداری
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

سايه گيسو

اي مشك سوده گيسوي آن سيمگون تني ؟
يا خرمن عنبري يا بار سوسني ؟
سون نه اي كه بر سر خورشيد افسري
گيسو نه اي كه بر تن گلبرگ جوشني
زنجير حلقه حلقه آن فتنه گستري
شمشاد سايه گستر آن تازه گلشني
 بستي به شب ره من مانا كه شبروي
بردي ز ره دل من مانا كه رهزني
گه در پناه عارض آن مشتري رخي
 گه در كنار ساعد آن پرنيان تني
گر ماه و زهره شب به جهان سايه افكنند
تو روز و شب به زهره و مه سايه افكني
دلخواه و دلفريبي دلبند و دلبري
پرتاب و پر شكنجي پر مكر و پر فني
دامي تو يا كمند ؟ ندانم براستي
دانم همي كه آفت جان و دل مني
از فتنه ات سياه بود صبح روشنم
اي تيره شب كه فتنه بر آن ماه روشني
 همرنگ روزگار مني اي سياه فام
 مانند روزگار مرا نيز دشمني
اي خرمن بنفشه و اي توده عبير
 ما را به جان گدازي چون برق خرمن ي
ابر سيه نه اي ز چه پوشي عذار ماه ؟
دست رهي نه اي ز چه او را بگردني ؟
رهی معیری
 
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

عاشق همیشه تنهاست

دیروزها کسی را دوست میداشتی
 
این روزهادلتنگی... تنهایی...تنها
 
تمام عمرمابه همین سادگی گذشت.
 
 
                                              
عاشق همیشه تنهاست .
-----------------------

 

+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

قصه بي پايان دل من

از زبان مريم


دلت باهام يکي نيست، دروغ ميگي دورنگي

ديگه تو رو نميخوام، با همه ي قشنگي

 

ديگه دوست ندارم، عشق تو رو نميخوام

برو واسه هميشه که ، خيس نميشه چشام


ديگه دوست ندارم ، دل منو شکستي

منو نخواستي رفتي ، دور از چشام نشستي
 
 


نگو که اشتباه ، نگو که راستي راستي

از ته دل هميشه ، فقط منو مي خواستي

 
خيال کردي هميشه ، اسير و چش براتم

دربدر و پريشون ، دنبال اون نگاتم
 
ديگه دوست ندارم ، دل منو شکستي

منو نخواستي رفتي ، دور از چشام نشستي
 
دروغات دوباره ، داري حاشا ميکني

دوباره توي دلم ، خودتُ جا ميکني
 
 

پشيمونم پيشمون ، با اين همه زرنگي

چرا که زودتر از اين ، نفهميدم دورنگي
 
حرفات همش دروغه ، دوسم نداشتي رفتي

منو با آرزو هام ، تنها گذاشتي رفتي

دل تو بيقراره ، برميگردي دوباره

اما بدون دل من ، کاري باهات نداره
 
 

اون روزا با تو بودم ، ساده و پاک و تنها

رو سَرِ در دل من ، نوشته بود بفرما

خبر رفتنت رو ، از وقتي که شنيدم

رو اسم هر چي عشقه، خط سياه کشيدم

 

رو سَرِ در دل من ، حالا ديگه نوشته

به هيشکي دل نبنديد ، حتي به يه فرشته

باز اومدي سراغم، مي خواي باهام بموني

انگاري از يادت رفت، رو سَرِ در درُ بخوني


يادت مياد که رفتي ، حتي نگام نکردي

من اما ميدونستم، که روزي بر ميگردي
 

مياد يه روز ببيني به قله ها رسيدم

به اوج آسمونها رفتم و پرکشيدم
 
حالا کجاي کاري، باز منتظر ميشينم

پشيمون تر از امروز بازم تو رو ببينم

ميدونستم که يه روز ، خدا به دادم ميرسه

کوه به کوه نمي رسه ، آدم به آدم ميرسه
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 9 قبل از ظهر  توسط امیر  |