تبليغاتX
امید به خدای مهربان

امید به خدای مهربان

عشق بالاترين قدرتي است كه خداوند در تمام انسانها گذاشته كه هم سازنده و هم مخرب است.

تفاوتهاي بين مردان و زنان (طنز)
 

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد،  يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

بلوغ:
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اما اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشسته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند .

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد .

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش!!، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند .

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسد مي خرد .

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود .

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند .


تفاوتهاي ديگر...

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند --> آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند اما آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي، لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري!! و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد. واه واه

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد يا فواد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش ، مهرداد و فواد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000  تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.

+ نوشته شده در  84/06/31ساعت 1 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

عشق یـعـنی شـادی و ســـرزندگی
عشق یــعنی مـنـتـهـای بـنــدگی
عشق یـعنی سـوخـتـن ،افــروخـتن
شـیـــوه دریــا دلان آمــوخــتــن
عشق یـعنی سـوزش پـــروانه هـا
شورش دل ،خون سرخ لاله ها
عشق یـعنی صـوت بـلبـل در بهـار
خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار
عشق یـعـنی وامـق و عَـذرا شـدن
بهــر صــید دُر سوی در یا شدن
عشـق یـعـنی زنــدگــی را سـاختن
دل بـه مـعــبــود گــرامــی باختن
عشـق یــعــنی در ره او ســربــدار
عشق یـعنی لـحظه های بی قرار
عشق یـعـنـی بــیــسـتون را تاختن
چهــره زیـبـای شـیـریـن ساختن

+ نوشته شده در  84/06/29ساعت 10 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

10 دلیل خیانت مردان

 

متاسفانه بی وفایی و خیانت همیشه وجود داشته و همواره جای صحبت و بحث را در مورد آن باز نموده است .

امروزه برخی از کانال های تلویزیونی مانند REALITY TV

در مورد این موضوع برنامه هایی متعددی دارند اما براستی چرا برخی از مردان خیانت می کنند؟

 

همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هم به سر خطور نمی دهند ولی متاسفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند .

در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می خوانید .

 

دلیل شماره 1

 

عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی

 

برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمیت دهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.

 

دلیل شماره ۲

 

خیانت همسر

 

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف همسر خود پی برده و تنها آرام کردن و فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید .

 

دلیل شماره ۳

 

زیاده خواهی و تنوع طلبی

 

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عمل زشت تن می دهند . آنها به زنان به دیده " غنیمت جنسی " مینگرند و با وجود یک زن در زندگی ، تصور میکنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند .

 

دلیل شماره ۴

 

بی خطر شمردن خیانت

 

ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد .

این ضرب المثل قدیمی تا زمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجود نداشته باشد حقیقتی محسوب میشود . برخی تصور می کنند که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صدمه ای نخواهد رسید و این استدلال را بهانه ای برای انجام عمل زشت خود بر میشمارند . اما توجه داشته باشید که هر قدر مردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند ، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد .

 

دلیل شماره ۵

 

عقده های جنسی

 

بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پیش می آید که آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را برای رسیدن به اهداف غیر مشروعشان سوق دهد .

 

دلیل شماره ۶

 

بولهوسی و هوسرانی

 

این یک حقیقت غیر قابل انکار است که مردان هوسران توانایی " نه " گفتن در روابط جنسی را ندارند . با اینکه آنها بطور همیشگی با پیشنهادات جنسی بمباران نمیشوند ، گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیش آید . در این زمان مردان بی جنبه و هوسباز تصور می کنند که این موقیعت شاید دیگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی میدهند .

 

دلیل شماره ۷

 

اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

 

رفتارهای زشت ، نق زدنهای دائمی ، نزاع ها و مجادله های فراوان دستور العمل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصور برخی مردان " البته به غلط " ، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آ سپرین به درمان سردرد کمک می کند .

 

دلیل شماره ۸

 

سهل انگاری زنان

 

اکثر زنان خیلی سریع و راحت شوهرشان را بخاطر رفتارهای بی وفا منشانه او می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تنهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد . حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقصر اصلی خیانت شوهرانشان پنداشته و قدمهای را برای بهبود روابطشان بردارند . این واقیعت که بسیاری از زنان به شوهرانشان اجازه گریز از جرم و جنایت را میدهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد .

  

دلیل شماره ۹

 

عدم جذابیت همسر

 

سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود . به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابیتی ندارد و مانند گذشته به شیفتن شوهرشان نمی پردازند . مرد نیز دیگر همسرش را زیبا نیافته و زندگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت .

  

دلیل شماره 1۰

 

از بین رفتن عشق و علاقه

 

افسوس که پس از گذشت زمان طولانی با هم بودن ، برخی مردان آن عشق و علاقه و احساساتی را که ابتدا به همسرشان داشتند ، از دست میدهند . اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شده . جدایی بسیار دردناک و تاثر برانگیز است . پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیریندر کنار هم ادامه داد .

 

نتیجه: خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعاً دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد . بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود .

صادق باشید .

+ نوشته شده در  84/06/29ساعت 10 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

 

عجيب‌وغريب‌ترين عروس و داماد

 عرب در ماه عسل!

 

 كهنسال‌ترين مرد مجرد عرب در پي بيش از يك قرن تجرد، بالاخره موفق به ازدواج شد.

 شبكه ماهواره‌اي «العربيه» به نقل از روزنامه اماراتي «البيان» در اين باره نوشت‌: اين

مرد 120 ساله عربستاني در خانه‌اي محقر در منطقه «صبيا» عربستان

 زندگي مي‌كند، سرگرمي‌اي جز پرورش پرندگان به ويژه كبوتران ندارد.

اين مرد مجرد، پس از يك قرن و دو دهه زندگي در تنهايي، تصميم به ازدواج با دختري

 كه 105 سال از او كوچك‌تر بود، گرفت. او اكنون در جده با عروس 15 ساله خود در

. ماه عسل به سر مي‌برد

+ نوشته شده در  84/06/29ساعت 10 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

صبح بي تو رنگ بعد ازظهر آدينه را دارد بي تو حتي مهرباني حالتي از كينه دارد

+ نوشته شده در  84/06/29ساعت 10 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

عکس جنجالی رویترز

در این عکس از دست نوشته که توسط عکاس خبرگزاری رویترز

 با دوربین با لنزهای قوی گرفته شده ، جرج بوش در میان جلسات

 و گفتگوهای رسمی سران 150 کشور از رایس وزیر امورخارجه

 آمریکا  اجازه دستشویی رفتن می خواهد!!!


اصل دست نوشته: 
 
"I think I may need a bathroom break? Is this possible؟"

امان از دست این خانمها

+ نوشته شده در  84/06/27ساعت 9 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

 بهار در آدينه


چه باشم و چه نباشم بهار در راه است
بهار همنفس ذوالفقار در راه است
نگاه منتظران عاشقانه مي خواند
كه آفتاب شب انتظار در راه است
به جاده هاي كسالت ، به جاده هاي تهي
خبر دهيد كه آن تك سوار در راه است
كسي كه با نفس آفتابي اش
سرٌ شكستن شب هاي تار، در راه است
كدام جمعه ؟ ندانستم ولي پيداست
كه آن وديعه پروردگاردر راه است
دلم خوش ست ميان شكنجه پاييز
چه باشم و چه نباشم بهار در راه است

+ نوشته شده در  84/06/27ساعت 9 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

هم اینک ، همینجا زندگی کن! زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است، واین خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعی است. هم اینک هم اینجا زندگی کن. زندگی به طرز فوق العاده ای لذتبخش است. همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری

اوشو 

+ نوشته شده در  84/06/26ساعت 1 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

جهنم را ديدم، وقتي «بهار» در آتش فقر خاكستر شد!ا
 
جهنم را ديدم، همين نزديكي‌ها، جايي كنار من و تو، لابه‌لاي طومار در هم پيچيده زندگي دختركي ۱۱ ساله، اهل يكي از استانهاي ايران و ساكن پايين‌ترين نقطه شهر كه در آتش فقر خاكستر شد.ا
«بهار» ۷ سال بيشتر نداشت كه خيلي زود مفهوم فقر را آن وقت كه برادر بزرگش ازدواج كرد و اعضاي خانواده چشم به سرانگشتان كوچك او دوخته بودند، فهميد. ا
بايد مي‌رفت مثل همه دختركان فقر، به آن سياه‌خانه‌اي كه سرپنجه‌هاي كودكانش «بهار» را زير پاي جهان مي‌گسترانيد.ا
او راضي نبود، آرزو داشت كيفش را روي دوشش بيندازد و راهي مدرسه شود. اما آزار و كتك پدر و برادر و خواهش و تمناي مادر، سرانجام مجبورش كرد كه چشمان دريايي‌اش را تا دم غروب به رنگرنگ نخهاي قالي بدوزد و نافرماني‌ نكند. او مي دانست كه سركشي براي دختران ۷ ساله اصلا عاقبت خوشي ندارد.ا
او حالا ۱۱ سال داشت و فكر ادامه تحصيل از وقتي مدرسه را ترك كرده بود، يك لحظه از ذهنش خارج نمي‌شد، دوست داشت وقتي به مدرسه مي‌رود، همراه با دختركان ديگر خنده‌هاي شادي‌بخش سر دهد و از شادي و ذوق درس بخواند و براي خود آينده‌اي شيرين تصور كند؛ اما چه حسرت دوري!ا
كلاس نهضت سوادآموزي بتازگي در كنار مسجد محل داير شده بود، برنامه‌ريزي كرد كه پدر را هم راضي كند. اعضاي خانواده قبول كردند بهار كه ترك تحصيل كرده است، به كلاس نهضت برود.ا
چند ماهي گذشت و او با اين اميد كه درس بخواند و به اصطلاح براي خود كسي بشود، تا دم غروب پنجه‌هاي ظريفش را به استقامت فرا ‌خواند و تار و پود قالي را در هم ‌بافت، اما اين شور و شوق زياد دوام نياورد.ا
روزي، وارد خانه شد و سراغ كتابهايش رفت، هيچ اثري از آنها نبود. ورقهاي پاره پاره شده‌ي آنها را ديد كه هر كدام در گوشه‌اي پراكنده شده‌اند.ا
به سراغ برادرش رفت كه با درس خواندن بهار مخالف بود، اعتراض كرد اما كتك مفصلي خورد و براي هميشه ساكت شد.ا
بهار براي تنهايي‌اش ساعتها گريست؛ اما همه از او فقط يك چيز مي‌خواستند. سهمي از درآمدزايي براي خانوده‌اي كه در فقر غوطه‌ور است.ا
مثل آدمهاي شكست خورده، مضطرب و پريشان به كار قاليبافي ادامه داد و نگذاشت هيچ كس در سياهي كارگاه قاليبافي، اشك چشمانش را ببينند.ا
اما تلخي روزگار، سختي كار و آينده‌اي كه بهار براي خود تصور مي‌كرد، او را به ستوه آورد.ا
يكي از روزهاي سرد زمستان، وقتي خورشيد تازه طلوع مي‌كرد، بهار تصميم خطرناكي گرفت، قلبش به شدت مي‌زد، عرق سردي بر پيشاني‌اش نشست. گريه كرد، آرام و بي‌صدا، سعي كرد خود را از وسوسه‌ها برهاند، اما نشد...ا
خانه را كه خلوت ديد از جا برخاست، وارد حمام خانه شد و گالن پر از نفت را روي خود ريخت و كبريت را كشيد.ا
حلقه‌هاي آتش مثل مار دور بهار پيچيدند، صداي فريادش همسايه‌ها و بعد اهالي خانه را به سوي او كشيد.ا
حالا از بهار چيزي جز دريايي كه در چشمان نگران او روي تخت بيمارستان موج مي‌زند، باقي نمانده است.ا
«بهار» سرنوشت خيلي از دختران خودسوزي است كه هنوز آن قدر بالغ نشده‌اند تا در برابر فقر خشن! كمر راست كنند.ا
+ نوشته شده در  84/06/23ساعت 12 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

آزاردهنده ترين كارهايي كه خانمها انجام مي دهند!!


آقایـون‌ خـانم‌ها را دوست‌ دارند. قیافه، بو، طرز راه ‌رفتن ‌و صـحبـت ‌کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که ‌آقايون فــکر میـکنند خانم‌ها موجوداتی ‌آسمانی ‌هستند. درحـالیکه ‌زنـدگی‌ بدون ‌وجود اونها غیرممکنه ‌اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم راحت و بی دردسر زندگی کنیم!
 
 
 
عـلــت‌ این ‌که ‌چرا نمی تونیم باهاشون راحت زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل ‌و بی عـیـب نیـــستند ۱۰ نمـونــه از کارهای خانم ها که آقایون رو ‌واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حدجنون برسند در اينجا بيان شده!
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۱
ـــــــــــــــــــــــ
 
خانم ها وانمود مي كنند كه پاك و معصوم هستند!
 
چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۲ 
ـــــــــــــــــــــــ
 
از سایر خانم ها انتقاد می کنند

برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.
 
البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۳ 
ـــــــــــــــــــــــ
 
حسودي می‌کنند

بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد!
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره۴
ـــــــــــــــــــــــ
 
خود را نیازمند نشان می دهند

بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.
در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
 شماره‌۵
ـــــــــــــــــــــــ
 
رمزی صحبت ميكنند

جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود. می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۶
ـــــــــــــــــــــــ
 
تجاوز به حریم شخصی

همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند. به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای آقايون رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه آنها را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۷ 
ـــــــــــــــــــــــ
 
بیش از اندازه احساساتي می شوند

آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از آقايون انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است. البته منظور این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌۸
ـــــــــــــــــــــــ
 
آنقدر خريد  می کنند تا از حال بروند !

هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند. اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ـــــــــــــــــــــــ
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره ۹
ـــــــــــــــــــــــ
 
یه ریز  حرف می زنند!

متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای ۴۵ دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد اما فقط نمی خواهيم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم!
 
 
ـــــــــــــــــــــــ
شماره‌‌۱۰
ـــــــــــــــــــــــ
 
از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند
اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
 
 

اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند
+ نوشته شده در  84/06/22ساعت 10 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

مردن هرگز به تلخیِ فراموشیِ یکی بودن

 

ديروز چشمانت رنگی داشت كه درونم را به آتش می زد

ديروز نگاهم در تو ترسی ايجاد می كرد

دیروز لحظه ای ديدنت ، تمام خواسته ام بود

امروز چه راحت از كنار هم مي گذريم

عشق بهانه ای بود برای ادامه دادن به اين زندگی

بهانه ای کودکانه و شاید ... احمقانه

 

 

هنوز حضورت را در چشمهايم احساس می كنم

هنوز حرفهايت در گوشهايم نجوا می كند

هنوز در تنهايی ،

احساسی عجيبی به سراغم می آيد

ومرا با خود می برد

تو را می بينم ،

ودستت را كه به آرامی در دست ديگری فرو رفته ،

ولبخندت را - كه بر تمام وجودم لرزه می اندازد - به رايگان به او می دهی

 

 

لحظه ای مي خواهم بر گردم

و نگاهت كنم

و به دوست داشتنهای دروغينت،

به لبخندهای ساختگيت

به صورتت-كه درزير لايه های دروغ مخفيش كرده ای ـ

به تمام آنچه كه می توانستی بسازی وخراب كردی

بخندم،

روزها.....

سالها.....

 

+ نوشته شده در  84/06/17ساعت 11 قبل از ظهر  توسط امیر  | 

شعر شعر شعر!!!!

چشم چشم دو ابرو، دو ابروي کموني
چشم چشم دو ابرو، دو چشم آسموني
چشم چشم دو ابرو، چشماي خيس هر شب
من تو يه فرياد ، اسم تو عمري بر لب

دست دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه
دو دست پاک و پر مهر ، دو حس صادقانه
پا پا دو تا پا ، دو پاي سخت همراه
همراهي قرص و محکم حتي تا خونه ما

قلب قلب دو تا قلب ، دو قلب قفل در هم
دو قلب مست عاشق ، عشقي فرا از عالم
جسم جسم دو تا جسم ، دو جسم اما با يه روح
يه روح آسموني بلند چو قله کوه

عشق ، عشق چه زيباست , الهي جون بگيره
هر کسي سد عشق شد دعا کنيم بميره

+ نوشته شده در  84/06/16ساعت 1 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

سوال های ممنوعه

 

 بر اساس يه تحقيق ، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ... البته اون چیزی که از متن خیلی تابلو هستش اینه که اصل مطلب خارجی بوده و یه آدمک بیکاری ترجمه اش کرده .

 اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟ ... ۲- آيا دوستم داري؟ ... ۳- آيا من چاقم؟ ... ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟

براي مثال:

>>> ۱- به چي فکر مي کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ...
البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:

الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال
۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...


>>> ۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟ ... من؟!

 

>>> ۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:

الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم!

 

>>> ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!
ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!

 

>>> ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...

زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتماً بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

+ نوشته شده در  84/06/13ساعت 8 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

 عشق چیست؟

                عشق، تركيبي است از ضرورت و حادثه .

عشق ، تنها تعلق است .

عشق ،دل مضطرب نمي خواهد .

عشق ،وابستگي ست . انحلال كامل فرديت است در جمع .

عشق ،مجموع تخيلات يك بيمار نيست .

عشق ، يعني پويش ناب دائمي .

عشق ، به سراغ خستگان روح نمي آيد.

عشق خطرناك است نه عا شق .

عشق حذف كامل فاصله را درخواست مي كند .

عشق محصول ترس از تنها ماندن نيست .

عشق فرزند اضطراب نيست .

عشق داروي توانمند جان است .

عشق به ديگري ابزاري ست براي زيبا و زيبا تر ساختن زندگي .

عشق شكستن و پاره كردن حريم ممنوعيت هاي ناموجه است .

عشق اوج آزادي فردي ست براي آنكس كه خواهان شريف ترين آزادي هاست.

عشق نوع عميق و متعالي اخلاق است كه به جنگ با شبه اخلاق و اخلاقيات بازاري مي رود.

و عشق ...

آری همه چیز است.

+ نوشته شده در  84/06/13ساعت 8 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

شعر شعر شعر!!!!

 

ای که به من صدای خوندن دادی

ای که به من جرات موندن دادی

تو با نفسهای خوش مسیحات

به من امید زنده بودن دادی

تو آخرین اسمی که به یاد تو می مونم

تو قدرت صدامی اگه هنوز می خونم

بعد از تو میدونم آوازی نمی خونم

برای هر صبح من تو بهترین آغازی

واسه صدای خستم تو بهترین آوازی

بعد از تو میدونم آوازی نمی خونم

صدای خواستن منو شنیدی

خسته بودی وقتی به من رسیدی

من دیگه لحظه های آخرم بود

تو روح تازه ای به من دمیدی

تو آخرین اسمی که به یاد تو می مونم

تو قدرت صدامی اگه هنوز می خونم

بعد از تو میدونم آوازی نمیخونم

ای خواب شیرین من

ای با منو از من دور

تو سایه بون من باش

دیر آشنای مغرور

بعد از تو میدونم آوازی نمیخونم

+ نوشته شده در  84/06/13ساعت 6 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

شعر!!!!!!!

دگر بر شام غمگینم نمی آیی به مهمانی

 

دگر بر صفحه رویم نمی خوانی پشیمانی

 

تو از افلاک می آیی و من در قعر دنیایم

 

هزاران بار می گویم به دور از حدس و امکانی

 

من از رگبار می آیم من از برف و زمستان ها

 

تو اما آبی و گرمی شبیه یک تب آنی

 

به احساسم گره خورده حضورت چون غمی شفاف          

 

غمی در عمق خواهش ها ، به پشت خنده ، زندانی

 

تو را من دوست می دارم ، تو را با عمق احساسم

 

بیا بر شام غمگینم هر از گاهی به مهمانی

+ نوشته شده در  84/06/08ساعت 8 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

رعايت ۱۰ نکته اخلاقی از سوی بيماران

 
ازکليه بيماران درخواست می شود که در ارتباط با پزشکان خود موارد زير را حتماً رعايت کنند:
 
۱) انتظار نداشته باشيد که پزشکتان خود را در ناراحتی شما شريک بداند.
درگير شدن با ناراحتيهای بيماران باعث می شود تا پزشکان اهداف علمی با ارزش خود را از دست بدهند.


٢) هميشه و در همه حال خوشحال باشيد.
پزشکان زندگی شلوغ و پر تنشی دارند و هر چه بيشتر به آرامش و به دست آوردن اعتماد به نفس نياز دارند.


٣) سعی کنيد درد و ناراحتی ناشی از بيماريتان را تحمل کنيد.
هميشه به ياد داشته باشيد که بايد از شهرت و اعتبار حرفه ای پزشکتان حمايت کنيد.


٤) اگر درمان موثر واقع نشد، شکايت نکنيد.
شما بايد باور داشته باشيد که پزشکتان به درک عميقی در مورد طبيعت واقعی بيماری شما دست يافته است که اين ارزشش خيلی بيشتر از ناراحتيهای موقتی شماست.


٥) هرگز از پزشکتان نخواهيد توضيح دهد که چکار می کند يا چرا اين کار را می کند.
خيلی گستاخانه است که فرض کنيد چنين مطالب عميق و حساسی را می شود با عباراتی که شما هم بفهميد توضيح داد.


٦) در برابر تصميم پزشکتان برای عمل جراحی لحظه ای مقاومت نکنيد.
هر چند ممکن است عمل جراحی مستقيماً فايده ای برای شما نداشته باشد ولی مقاله پژوهشی حاصل از آن، مطمئناً مورد توجه بسياری واقع خواهد شد.


٧) صورتحسابهای پزشکی خود را بلافاصله و با علاقه مندی کامل بپردازيد.
مشارکت در بهبود وضع معيشت پزشکان و اين قبيل کارهای انسان دوستانه را به عنوان يک امتياز برای خود در نظر بگيريد. به علاوه زن و بچه پزشکان که در خارج از کشور زندگی می کنند چه گناهی کرده اند که در ديار غربت بدون پول بمانند.


٨) هرگز به بيماريهايی که تحملش را نداريد دچار نشويد.
مبتلا شدن به بيماريهايی که فراتر از حد تحمل آدم باشد، خودپسندی محض است. بيچاره پزشکان که بايد جور اين قبيل آدمهای بی احتياط را بکشند.


٩) هرگز کوتاهيهايی که در درمانتان شده است را آشکار نکنيد.
رابطه بيمار- پزشک خيلی بيش از اين چيزها اهميت دارد و وظيفه شماست که به هر قيمتی شده آن را حفظ کنيد. هميشه روزی را به ياد بياوريد که ممکن است دوباره به همين پزشک احتياج پيدا کنيد.


١٠) هرگز در حضور پزشک و يا در زير درمان مستقيم او نميريد.
مردن برای شما که فايده ای ندارد. برای پزشکتان هم بيخود اسباب دردسر و ناراحتی می شود


 منظور واقعی دکترها

 
در زير، ليستی از آنچه دکترها معمولاً به بيمارانشان می گويند و منظور واقعی آنها از اين گفته ها آمده است:

١)
«اين بيماری شما بايد فوری درمان بشه»
يعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماری خيلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم.

٢) «خوب، بگيد ببينم مشکلتون از کی شروع شد؟»

يعنی من از بيماريتون چيزی نفهميدم و ايده ای ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخی به من بدين.

٣) « يک وقت ديگه از منشی برای آخرهای اين هفته بگيريد.»
يعنی من امروز با دوستهام دوره دارم بايد برم. زودتر بزن به چاک.

٤) «هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم.»
يعنی خبر خوب اينه که من بالاخره اون ماشينو می خرم و خبر بد اينه که پولش رو شما بايد بدين.

٥) «من به آزمايشگاه x اطمينان دارم. بهتره آزمايشهاتونو اونجا انجام بدين.»
يعنی من ٤٠ درصد از پول آزمايش بيمارانی که به
اونجا معرفی می کنم را می گيرم.

٦) «دارويی که براتون نوشتم، داروی خيلی جديديه.»
يعنی من دارم يه مقاله علمی می نويسم و می خواهم از شما مثل موش آزمايشگاهی استفاده کنم.

٧) «اگه تا يک هفته خوب نشد يک زنگی به من بزنيد.»
يعنی من نمی دونم بيماريتون چيه. شايد خودش خود به خود، تا يکهفته ديگه خوب بشه.

٨) «بهتره چندتا آزمايش تکميلی هم انجام بدين.»
يعنی من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه های آزمايشگاه بتونن کمک کنن.

٩) «اين بيماری الان خيلی شايعه.»
يعنی اين سومين مريضه که اين هفته داشتم، بايد حتماً امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و در مورد اين بيماری مطالعه کنم.

١٠) «اگه اين عوارض از بين نرفته بود، هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيريد.»
يعنی تا حالا مريضی به اين سمجی نداشتم. خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام.

١١) «فکر نمی کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده ای داشته باشه.»
يعنی من از اين فيزيوتراپيستها نفرت دارم. نرخهای ما رو شکسته اند.

١٢) «ممکنه يک کمی دردتون بياد.»
يعنی هفته پيش دوتا مريض از شدت درد، زبونشون رو گاز گرفتند.

١٣) «فکر نمی کنيد اينهمه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه.»

يعنی من فکر می کنم شما ديوونه هستيد و اميدوارم بتونم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم
+ نوشته شده در  84/06/08ساعت 8 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

تفاوت فرهنگی

333

این تفاوت از کجا تا به کجا ادامه دارد؟

+ نوشته شده در  84/06/07ساعت 4 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

تفاوت مرد و زن!!!

البته من موافق نیستم

اینا همش از نظر بی فکرهای بیکاره ( فامیلهای شوهر)

اگر مردی زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» است

اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد « دد» رفته بوده و رفيق دارد

اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است

اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است

اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج» است

اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است

اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است

اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است

اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است

اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است

اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پير کفتار» است

اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است.

اینجور که معلوم شده خانمها اشتباه فهمیدن. ما به در گفتیم دیوار بشنوه اما خانمها به خودشون گرفتن.

+ نوشته شده در  84/06/06ساعت 3 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

رابطه سالم!!!!!!!

رابطه سالم

آيـا رابطه شما با دوست و يا همسـر خـود سـالـم و رشـد دهنده است؟ و يا آنكه رابطه اي يك سويه و مـخـرب؟ گـاه  ما درگير رابطه اي ميگرديم كه از سالم بودن آن آگـاهي نداشته و دائما احساس بدبختي و سردرگمي ميـكـنـيــم  بي آنكه بدانيم علت، همان رابطه ناسالم مي باشد. يك رابطه سالم داراي ويژگي هاي ذيل است

1- احساس خوشايندي نسبت به خود و يكديگر

2- دوستي و رفاقت متقابل - تنها يك رابطه فيزيكي نميباشد

3- رعايت حريم شخصي از سوي دو طرف

4- پذيرش عقايد يكديگر

5- نداشتن خواسته ها و تقاضاي غير معقول از همديگر

6- داشتن سهم برابر از قدرت و كنترل در رابطه 

7- تمايل بمذاكره براي دستيابي به يك راه حل منصفانه در مشاجرات از سوي دو طرف

8- پذيرفتن مسئوليت اعمال و تصميمات از سوي دو طرف

9- داشتن احساس امنيت در هنگام بيان حقايق و رك گويي ها

10- پذيرفتن يكديگر بدون قضاوت و عدم نياز به تغيير دادن يكديگر

11- وجود آرامش و عدم تنش و خشم

12- ايجاد رشد و پيشرفت به همراه  لذت و شادابي

براي دستيابي به يك رابطه سالم به 2 نكته زير توجه كنيد

  • خود شناسي: مـهـم اسـت كـه پـيـش از آنـكـه عـاشـق شويد خودتان را كاملا شناخته باشيد. يك رابطه سالم زمان و فضاي لازم را در اختيار شما قرار خواهد داد تا به زندگي شخصي خودتـان ادامـه داده و آرزوها و عـلايـق خـود را همچنان دنبال كنيد. در ضمن از كنار يكديگر بودن لذت ميبريد.

 

  • حقوق خود را بشناسيد: يك رابـطه سـالم دربـرگيرنده احترام متقابل ميباشد. در هـر رابـطه اي شما حق داريد كه سهم برابري در اتخاذ تصميمات دارا باشيـد

ديگر حقوق شما شامل

1- عـقايـد خـود را بـيان كرده و از همسرتان بخواهيد آنها را محترم شمارد. ( حتي اگر با آنها موافق نباشد )

2- رابطه را به آهستگي و با ميل خودتان پيش ببريد

3- محترم شمرده شدن عقايد و خواسته هاي جنسي شما

4- نـيـازهـاي عـاطفي و جسماني شما و همسرتان رعايت شود. ( مورد سوء استفاده جنسي، جسماني و احساسي قرار نگيريد)

نشانه هاي هشدار دهنده

اساسا در يك رابـطـه نـاسـالـم يـكي از دو نـفر معتقدند كه رابطه را بايد تحت كنترل خود داشته باشد. شما ميتوانيد با يافتن نشانه هاي ذيل در فرد مقابل مـتوجـه آن گـرديد كه دچار يك رابطه نا سالم مي باشيد يا خير

1- حسادت مي ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع ميكند

2- معمولا جاي شما پاسخ ديگران را داده و يا تصميم ميگيرد

3- امر و نهي ميكند

4- قول ميدهد اما به آنها عمل نميكند

5- نصيحت ميكند اما خودش به آنها عمل نميكند

6- به شما از روي رياكاري ترحم و مهرباني ميكند

7- شما را در يك موقعيت "هميشه بازنده" قرار ميدهد

8- انتقام جو، پرخاشگر و كينه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهديد آميزي دارد

 9- دائما در صدد تغيير دادن شما بوده و در صـورتي كه تمايلي به تغيير نداشته باشيـد، به شما حمله ور ميشود. اما در مقابل خود تمايلي به تغيير ندارد

10- با شما بد رفتاري جسماني و كلامي مي كند

11- در پذيرفتن اشتباهات خود ناتوان است

12- از دادن پاسخ طفره رفته و يا غير مستقيم و كنايه آميز پاسخ ميدهد

13- شما را مكررا تحقير كرده و بازي ميدهد

 14- از دستيابي شما به ضروريات و نـيـازهـايـتـان مـمـانـعـت مـي ورزد  مـانند پول و يا تفريحات

+ نوشته شده در  84/06/06ساعت 2 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

آه که چقدر خسته هستم

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که داري اينو ميخوني
+ نوشته شده در  84/06/03ساعت 1 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست

من دگر به پایان راه نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست

با تشکر از نسرین

+ نوشته شده در  84/06/03ساعت 1 بعد از ظهر  توسط امیر  |